تبليغاتX
$$$آتيش پاره$$$

$$$آتيش پاره$$$

بــعضی زخم ها رو باید درمان کنی تا بتونی به راهت ادامه بدی ....

بــعضی زخم ها ؛ باید باقی بمونه تا هیچوقت راهت رو گم نکنی...

...........................................

مردم شهری که همه در آن می لنگند

 به کسی که راست راه می رود می خندند!!!

...........................................

در یک رابطه ی دو نفره وقتی دو نفر هیچ مشکلی با هم ندارند

حتما یکی از آنها تمام حرف دلش را نمی گوید

"شکسپیر" 

...........................................

وقتی ارزش ها عوض می شوند، عوضی ها با ارزش می شوند!

...........................................

من برای متنفر بودن از کسانی که از من متنفرند وقتی ندارم؛


زیرا درگیر دوست داشتن کسانی هستم که مرا دوست دارند..

 

نوشته شده توسط negar در دوشنبه بیست و هشتم آذر 1390 ساعت 2:56 | لینک ثابت |

تو کجایی سهراب؟آب را گل کردند،چشمها را بستند و چه با دل کردند...
خون به چشمان شقایق کردند تو کجایی سهراب
 که همین نزدیکی عشق را دزدیدند
 همه جا سایه ی دیوار زدند...
ای سهراب کجایی ببینی حالا دل خوش مثقالی است
دل خوش سیری چند؟ صبر کن سهراب قایقت جا دارد...؟
نوشته شده توسط negar در یکشنبه بیست و هفتم آذر 1390 ساعت 2:49 | لینک ثابت |

یک تحقیق علمی ‌در رابطه با ساندویچ نشان می‌دهد:

 

 روش میل كردن ساندویچ توسط شما می‌تواند بیانگر بسیاری از احساسات درونی شما و بطور كلی شناخت شخصیت شما باشد.

کدام یک از روش‌های زیر را برای خوردن ساندویچ در نظر می‌گیرید؟


1- ساندویچ خود را به قطعات کوچک تر تقسیم می‌کنید؟
2- ساندویچ خود را دو لقمه می‌کنید؟
3- ساندویچ خود را آرام و با اشتهایی وصف ناپذیر می‌خورید؟
4- ساندویچ خود را نصف کرده و باقی مانده را در بشقاب می‌گذارید؟
5- ساندویچ خود را کاملاْ باز کرده و محتویات آن را تنها با تکه ای نان می‌خورید؟


::ادامــه مـطـلـب::
نوشته شده توسط negar در یکشنبه بیست و هفتم آذر 1390 ساعت 2:48 | لینک ثابت |

قانون مهربانی

باید پردهها را کنار زد تا روح لطیف باران را استشمام کرد

باید چشمها را با بهترین عصاره های یاس شست تا جهان را گلگون کرد

باید دلها را با دلنوازترین سرود رهایی آشنا کرد تا دلی در زندان غم اسیر نباشد

باید کلام را شستشو داد تا هیچ دلی رنجیده خاطر نشود

باید انسان بود تا رد پای مهربانی در هر کوی و برزنی به چشم بخورد

و حرف آخر

حرف آخر اینکه باید عشق را تجربه کرد تا جایی برای

 کینه در دل نباشد...

 

نوشته شده توسط negar در یکشنبه بیست و هفتم آذر 1390 ساعت 2:21 | لینک ثابت |

شبي كه بغض عشق تمام وجودم را مي فشرد و از بي همدمي دلم خراب

 شده بود به آسمان پناه بردم يك دفعه چشمم به ستاره اي افتاد كه جور

 ديگري به من چشمك زد و احساس كردم مثل بقيه نيست پس او را به

 خانه ي زخم خورده ي دلم با تمام وجود دعوت كردم و ستاره

 درخشيد...ادامه داستان در ادامه مطلب 


::ادامــه مـطـلـب::
نوشته شده توسط negar در یکشنبه بیست و هفتم آذر 1390 ساعت 1:59 | لینک ثابت |

سر کلاس درس معلم پرسید:هی بچه ها چه کسی می دونه عشق چیه؟

هیچکس جوابی نداد همه ی کلاس یکباره ساکت شد همه به هم دیگه نگاه می کردند ناان لنا یکی از بچه های کلاس آروم سرشو انداخت پایین در حالی که اشک تو چشاش جمع شده بود. لنا ۳ روز بود با کسی حرف نزده بود بغل دستیش نیوشا موضوع رو ازش پرسید .بغض لنا ترکید و شروع کرد به گریه کردن معلم اونو دید و...


::ادامــه مـطـلـب::
نوشته شده توسط negar در پنجشنبه دهم آذر 1390 ساعت 2:37 | لینک ثابت |

رنجشی نیست


آدم‌ها همینند


خوبند ولی‌ فراموش کار

می‌آیند


می‌ مانند


... می روند


مثل مسافران کاروان سرا

مثل ازدحام بی‌ انتهایِ یک خیابان


...


کسی‌ برایِ بودن


نیامده ... نمی‌‌آید


نیکی فیروزکوهی

نوشته شده توسط negar در چهارشنبه هجدهم آبان 1390 ساعت 2:14 | لینک ثابت |

چه خوش خیال بودم ...

که همیشه

فکر می کردم

در قلب تو


محکومم

به حبس ابد!


به یکباره جا خوردم

وقتی
زندان بان

برسرم فریاد زد:

هی..

تو ...


آزادی!

و صدای گامهای


غریبه ای که به سلول من می آمد...

نوشته شده توسط negar در جمعه پانزدهم مهر 1390 ساعت 3:55 | لینک ثابت |

دل من از تبار


دیوارهای چوبی و نمدی است


دل من آلاچیقی است


ساده می افتد


ساده می شکند


ساده می میرد


دل من


تنها


سخت می گرید ...!!!

نوشته شده توسط negar در جمعه پانزدهم مهر 1390 ساعت 3:49 | لینک ثابت |

قطعه ابری ام کوچک در آسمان

که با وزش هرنسیم خیلی سریع ازجا کنده میشوم...

میخواهم ریشه داشته باشم اما در این آسمان

مگر خاکی هست که بتوان درآن

ریشه دواند ؟ !

نوشته شده توسط negar در جمعه پانزدهم مهر 1390 ساعت 3:48 | لینک ثابت |

حرفی از الفبا گم شده است

تهی ام

از « ت » بیزارم !!!

از هرچه تکرار و تکرار شدنیست !

حرف من گم شده است

میان این همه واژه ، نمی دانم حرف من با

« سین » شروع می شد ؟

با « عین » ؟؟؟؟

« طا » ... « ب » .... ؟!!!

حرف من بینواست ، هجایی خاموش

سطر سطر کتابم را گشتم

کتاب زندگی من حرف دل نداشت

حرف من گم شده است

نمی دانم کجا ؟ از کی ؟

از « ت » بیزارم ، از تردید

نوشته شده توسط negar در جمعه پانزدهم مهر 1390 ساعت 3:47 | لینک ثابت |

اشک تنها همدم صبورم ،تو قدر اشک هم صبور نبودی !


رفتی ،
من هم مانند قبل همه ی بار غصه و زندگی را با تنهایی به دوش

میکشم...

                               تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , وبلاگ قیصر
» بخش تصاوير زيباسازی » www.gheisar2010.blogfa.comكليك كنيدتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , وبلاگ قیصر
» بخش تصاوير زيباسازی » www.gheisar2010.blogfa.comكليك كنيد

اشتباه کردم


که نشستم به بافتن خودم به تو


بس که بافتمت


بس که شکافتی


بس که کور شدند این گره ها

به کوری چشم تو،


دیوانه هم که نشوم،

دیوانه ات خواهم شد.....!


نوشته شده توسط negar در جمعه پانزدهم مهر 1390 ساعت 3:46 | لینک ثابت |

گریه ی ِ آخر ِ شب هایم ...


انگار کافی نبوده ...


این روز ها ...


اوّل ِ صبح ها هم ...


گریه می کنم .


آاای آدم ها ...


این ها که می نویسم ...


یعنی ...


چقدر زیاد دلم می خواهد ...

کسی باشد ...


بپرسد ... :


" خوبی ... ؟؟؟؟

نوشته شده توسط negar در جمعه پانزدهم مهر 1390 ساعت 3:41 | لینک ثابت |

دیوانـ ـ ــه كسـ ـ ــی اسـ ـت كه معشـ ـ ــوق را در

 مجـ ـ ــاورت آغـ ـ ــــوش دیگـ ـ ــری ببینـ ـ ــد و بـ ـ ــاز برایـ ـش بنویسـ ـ ــد !

 مـ ـن اگـ ـر دیوانـ‌ ـ ــه نبـ ـ ــودم ، اینجـ ـ ــا نبـ ـ ــودم ! میـ ـان ایـ ـن همـ ـ ـه

دل سـ ـ ــنگ ...

 مثـ ـ ــل تـ ـ ــو ...!

نوشته شده توسط negar در جمعه پانزدهم مهر 1390 ساعت 3:38 | لینک ثابت |

کـاش به خودمان قــول بدهیــم


وقتی عاشق شویــم که  آماده ایم
 


نــه وقتی کــه  تنهــائیـم

 

نوشته شده توسط negar در سه شنبه هشتم شهریور 1390 ساعت 5:35 | لینک ثابت |

من چقدر ساده ام... آرام و آرام پک می زنی...
من خیره به رقص حلقه های دود ...
و من چه کودکانه..
به ته سیگاره بین لبهایت حسادت می کنم...
من چقدر ساده ام...
که نمی دانم...
همانند این سیگار..
مرا پک می زنی آرام...
و
زندگیم همانند حلقه های دود محو می شود...
نوشته شده توسط negar در یکشنبه بیست و یکم فروردین 1390 ساعت 2:25 | لینک ثابت |

چشمای مغرورش هیچوقت از یادم نمیره .
رنگ چشاش آبی بود
.
رنگ آسمونی که ظهر تابستون داره . داغ داغ

وقتی موهای طلاییشو شونه می کرد دوست داشتم دستامو زیر موهاش بگیرم

مبادا که یه تار مو از سرش کم بشه .
دوستش داشتم
.
لباش همیشه سرخ بود
.
مثل گل سرخ حیاط . مثل یه غنچه

وقتی می خندید و دندونای سفیدش بیرون می زد اونقدرمعصوم و دوست داشتنی می شد که اشک توی چشمام جمع میشد
.
دوست داشتم فقط بهش نگاه کنم
.
دیوونم کرده بود
.
اونم دیوونه بود
.
مثل بچه ها هر کاری می خواست می کرد
.ـبقیه داستان در ادامه مطلب

::ادامــه مـطـلـب::
نوشته شده توسط negar در یکشنبه بیست و یکم شهریور 1389 ساعت 15:0 | لینک ثابت |

حوا در بهشت قدم می زد که مار به او نزدیک شد و گفت: -این سیب را بخور. حوا که درسش را از خداوند آموخته بود، قبول نکرد. مار اصرار کرد: این سیب را بخور. چون باید برای شوهرت زیباتر شوی. حوا پاسخ داد: نیازی ندارم؛ او که بجز من کسی را ندارد... مار خندید: البته که دارد. حوا باور نمی کرد. مار او را به بالای یک تپه، به کنار چاهی برد. -آن پایین است، آدم او را آنجا مخفی کرده. حوا درون چاه نگاه کرد و در آب چاه بازتاب تصویر زن زیبای را دید. و سپس سیبی را که شیطان به او پیشنهاد می کرد، خورد

نوشته شده توسط negar در یکشنبه بیست و یکم شهریور 1389 ساعت 1:9 | لینک ثابت |

 تو به من خندیدی و نمی دانستی
من به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدم
باغبان از پی من تند دوید
سیب را دست تو دید
غضب آلود به من کرد نگاه
سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک
و تو رفتی و هنوز،
سالهاست که در گوش من آرام آرام
خش خش گام تو تکرار کنان می دهد آزارم
و من اندیشه کنان غرق در این پندارم
که چرا باغچه کوچک ما سیب نداشت... 

                                                                   حمیدمصدق

من به تو خندیدم
چون که می دانستم
تو به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدی
پدرم از پی تو تند دوید
و نمی دانستی باغبان باغچه همسایه
پدر پیر من است
من به تو خندیدم
تا که با خنده تو پاسخ عشق تو را خالصانه بدهم
بغض چشمان تو لیک لرزه انداخت به دستان من و
سیب دندان زده از دست من افتاد به خاک
دل من گفت: برو
چون نمی خواست به خاطر بسپارد گریه تلخ تو را ...
و من رفتم و هنوز سالهاست که در ذهن من آرام آرام
حیرت و بغض تو تکرار کنان
می دهد آزارم
و من اندیشه کنان غرق در این پندارم
که چه می شد اگر باغچه خانه ما سیب نداشت...

                                                                         فروغ فرخزاد

نوشته شده توسط negar در سه شنبه نهم شهریور 1389 ساعت 1:56 | لینک ثابت |

دل من تـنها بـود ،

دل من هرزه نـبـود ...

دل من عادت داشـت ، که بمانـد یک جا

به کجا ؟!

معـلـوم است ، به در خانه تو !

دل من عادت داشـت ،

که بمانـد آن جا ، پـشـت یک پرده تـوری

که تو هر روز آن را به کناری بزنی ...

دل من ساکن دیوار و دری ،

که تو هر روز از آن می گـذری .

دل من ساکن دستان تو بود

دل من گوشه یک باغـچه بـود

که تو هر روز به آن می نگری

راستی ، دل من را دیـدی ...؟!!

نوشته شده توسط negar در سه شنبه نهم شهریور 1389 ساعت 1:43 | لینک ثابت |

Copyright (C) 2008, http://negarsunnygirl.blogfa.com. all right reserved
Design by BAHAR 20

منوی وبلاگ

درباره وبلاگ

سلام بچه ها
امیدوارم مطالب وبلاگ مورد توجه تون واقع بشه
من نگار متولد 4 شهریور 1368 دانشجوی رشته ی گرافیک هستم.
نظر یادتون نره هااااهر کی مایل هست با من تبادل لینک کنه منو با این اسم لینک کنه $$$آتیش پاره$$$و در قسمت نظرات به من اطلاع بده که با چه اسمی لینکش کنم!منم شوتی لینکش می کنم.


نشانی از تو ندارم اما نشانی ام را برای تو می نویسم:در عصرهای انتظار،به حوالی بی کسی قدم بگذار!خیابان غربت را پیدا کن و وارد کوچه پس کوچه های تنهایی شو!کلبه غریبی ام را پیدا کن،کنار بید مجنون خزان زده و کنار مرداب آرزوهای رنگی ام!در کلبه را باز کن و به سراغ بغض خیس پنجره برو!حریر غمش را کنار بزن!مرا می یابی)-:





سلام ....... چی بگم ؟ با کی بگم ؟ از چی بگم ؟ از کی بگم ؟ اصلا چطوری بگم ؟ اصلا چرا باید بگم ؟ خوب دلم میخواد که : یه چی بگم به یه کی بگم از یه چی بگم از یه کی بگم. یه طوری بگم دلم میخواد : اینو بگم به تو بگم از عشق بگم بازم از خودت بگم ولی ... ولی نمیدونم .... .... نمیدونم چه طوری بگم. فقط می خوام بگم و فقط میتونم بگم که : عاشقتم

×××
عشق همیشگی است این ما هستیم که فنا پذیریم. عشق متعهد است این ما هستیم که عهد شکنیم


×××

خدایاای مهربانترین مهربانان ... کسی به شوق تو می خواهد پرواز کند تو پروبالش باش ... کسی به شوق تو می روید تو بآلش باش ... کسی از سوزش دل با تو سخن می گوید تو زبانش باش ... کسی تو را بی آنکه بداند جستجو می کند تو مقصد و مقصودش باش ... کسی تو را صدا می کند تو ندایش باش ... کسی تو را عشق می ورزد تو معشوقش باش

×××
اگه خدا تا لب پرتگاه بردت بدون يا از پشت گرفتتت .. يا همون لحظه پرواز رو يادت مي ده



فهرست اصلی
صفحه نخست
پست الكترونيك
پروفايل مديريت
آرشيو مطالب
:BAHAR 20:

پیوندهای روزانه
آهنگ خفن
نیما شاهپوری
بیا این ور بازار
تمام پیوندها
طـــراح قـــالــب

بازديد شما

بازديدها :

نوشته های پیشین
آذر 1390
آبان 1390
مهر 1390
شهریور 1390
فروردین 1390
شهریور 1389
فروردین 1389
بهمن 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387

آرشیو موضوعی

جاده های دلتنگی
شباهت عجیب میوها با اعضای بدن
راز های زیبا شدن
شعره خفن عشقی
جک (کر کر خندست)
جک تصادفی
فال عشق سنجی
آیا عشق فریب است؟؟؟
می دونستید خدا هم...
داستان شنل قرمزی(طنز)
یه فلش زیبا برای شما
سخنان بزرگان
احکام چت در اسلام (طنز)
چه مدل لباسو ... به چه کسی میاد؟؟؟
نامه ی اسرار آمیز و جالب(حتما بخونید)
مقایسه ی دختر پسر
انواع بله گفتن عروس ها
روانشناسی رنگ ها
اگه عاشق شدی و عشقت می خواد رهات کنه...
دخترا بخونند
عکس های خفن عشقی
همستر دوستا بیان توو
بیو گرافی و عکس از shakira
بیوگرافی و عکس های آریان و کریس دی برگ
سیر تکاملی آقا پسرها
تاریخچه گرافیک و سبک های آن
وصیت نامه ی طنز و باحال
شش سال اول زندگی
12 خط برای زندگی
ماجرای نی نی که عاشق شده
منم رفیق زمینی
گلشیفته فراهانی و دی کاپریو
عشقه کثیف
تنهای تنها


پیوندها
پاتوق به مدیریت نیما
فریاد خاموش المیرا جونم
***بچه بوشهر***
کسب درآمد منطقی از اینترنت
•.•ღ♥ღاز عشق تا دانلودღ♥ღ•.•
سوتی های جالبه اشخاص معروف
مانوس(اقا ناصر)
داش میثم
๑۩۩๑ اس ام اس كارعاشقانه๑۩۩๑
کاوه جوووووون
(آقا محسن عزیز)blackboys18
زندگی بهتر(آقا محمد گل)
همسفر تنهایی من (مريم جونم)
((تو اون شب بارونی))آقا سالار
اختلافات دخترا و پسرا (آقا مجتبی)
LOVE..B..LOVE
خاک و ابلیس
*•ஜღ☆ ღღ یا علی گفتیم وعشق اغاز شدღ☆ღღஜ•*
دختر دیوونه
طنز ایران
ماه پیشونی
مجنون بی کس (آقا حمید)
کتابخانه کوچک دانوش
ღسلطان قلبهاღدلرباجونღ
سلطان تنهایی
free love
عاشق همیشه تنهاست
صدای سخن عشق
عاشقانه ها
بچه جنوب
شب هاي دز
اجناس شگفت انگیز و ارزان
اوج پرواز
تنهای عاشق
وبلاگ اختصاصی دکتر نازیلا کرمی
انجمن ریاضی دانشگاه پیام نور تربت جام
دوست داشتنی های غریبه
mezraiel1
طـــراح قـــالــب

طراح قالب
طراحی وبلاگ تجاری و قالب وبلاگ
طـــراح قـــالــب

.


 فال حافظ - فروشگاه اينترنتي - قالب وبلاگ